احمد احمدى بيرجندى

11

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

كه مغرض‌اند و قصدشان - از روى عناد و تعصّب - تهمت زدن به پاكان است از مورّخان داناى با انصاف - و گرچه غير مسلمان باشند - جدايند . به چنين افراد مغرضى تنها بايد گفت : « كار پاكان را قياس از خود مگير . » سر سلسلهء اين خاندان بزرگ و بىمانند شخص شخيص پيغمبر ( ص ) است و بعد از آن حضرت ، على ( ع ) و زهراى اطهر ( س ) دختر پيامبر اكرم ( ص ) كه در فضيلت او كس را ياراى سخن نيست و من با جسارت در كمال عجز و ناتوانى خود در مقدّمهء « مناقب فاطمى ( س ) » « * * * » شمّه‌اى كه در توان من بندهء ناچيز بوده است ، نوشته‌ام . تصوّر مىكنم ، پرمعنىترين وصفى كه از آن بانوى بزرگوار شده است . همان است كه بر لسان مقدّس رسول اكرم ( ص ) در حق دخت گرامىاش جارى شده است : امّ ابيها - اين تعبير كه خير الكلام است از عظمت مقام اين مادر بىنظير جهان بشريّت سخنها دارد نهفته و ناگفته . دخترى كه پيامبر ( ص ) با آن همه عظمت مقام به وى « مادر پدرش » خطاب مىكند ؛ آن شأن و مرتبت را دارد كه مادر دلسوز پدرش به شمار آيد و جاى « آمنه » را پر كند . ابعاد گستردهء اين تعبير از بيان بيرون و از كلام برتر است . جا دارد با شاعر خراسانى همنوا شويم و در خطاب به فاطمه ( س ) دختر گرامى پيامبر ( ص ) بگوييم : آفتاب برج عصمت ، گوهر درج عفاف * شمع بزم آفرينش ، مهد فضل و سرورى آيت عصمت ز خلّاق ازل بر فاطمه * ختم شد ، چون بر محمد ( ص ) آيت پيغمبرى از امام على ( ع ) اسوهء تقوا و فضيلت و اين « آفتاب برج عصمت » دو كوكب درخشنده ؛ امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) و دخترى به نام « زينب كبرى » پديد آمدند ، از امام حسين ( ع ) حضرت سجاد ( ع ) و معصومين ديگر كه آخرينشان حضرت مهدى ( عج ) امام زمان ( ع ) ولادت يافتند و هر فرزندى بنا به امر خداوند متعال و نصّ صريح به مقام شامخ امامت رسيدند . من ، با توفيق الهى ، تا كنون ، مدايح محمدى ( ص ) را دربارهء رسول مكرم ( ص ) و مناقب علوى را در مناقب و مراثى حضرت امير المؤمنين على ( ع ) و مناقب فاطمى ( س ) را در مدايح و مراثى دخت گرامى پيامبر ( ص ) و اشك خون را در مناقب و مراثى حضرت سيد الشهداء ( ع ) و مناقب و مراثى حضرت موسى بن جعفر ( ع ) و مدايح رضوى ( ع ) را در

--> * * * از انتشارات بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى .